سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دوست داشتن اولیای خداوند متعال، واجب است . همچنین، دشمنی با دشمنان خدا و بیزاری از آنان وپیشوایانشان، واجب است . [امام رضا علیه السلام]
بیستجان لنجان
 
مذاکرات سقیفه

 

در جلسه ای که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، در سقیفه برگزار شد، حواشی زیادی وجود داشت. از جمله ی آن حواشی گفتگوی میان یکی از انصار با خلیفه ی دوم درباره ی خلیفه ی بعد از پیامبربود؛ و نکته ی دیگری که در ادامه ی این مطلب خواهد آمد، سخنی است که ابن ابی الحدید، درباره ی این گفتگو، از استاد خودش نقل می کند.

حاشیه ای جالب از سقیفه

در خلال جلسه ی سقیفهیکی از انصار به نام حباب بن منذر، که طرفدار انتقال خلافت به جبهه ی انصار بود، در انجمن سقیفه، رو به خلیفه ی دوم کرد و گفت: ما هرگز با زمامداری شما مخالف نیستیم و بر این کار حسد نمی ورزیم، ولی از آن می ترسیم که زمام امور بهدست افرادی بیفتد کهما، فرزندان و پدران و برادران آنان را در معرکه های جنگ و برای محو شرک و گسترش اسلام کشته ایم؛ زیرابستگان مهاجران به وسیله ی فرزندان انصار و جوانان ما کشته شده اند. چنانچه همین افراد در رأس کار قرار گیرند وضع ما قطعاًدگرگون خواهد شد.

سخنی از ابن ابی الحدید 

ابن ابی الحدید بعد از نقل این داستان در کتابش، می نویسد:

من در سال 610 هجری کتاب "سقیفه" تألیف احمد بن عبدالعزیز جوهری را نزد"ابن ابی زید نقیب بصره" می خواندم. هنگامی که بحث به سخن حباب بن منذر رسید، استادم گفت:

« پیش بینی حباب بسیار عاقلانه بود و آنچه او ازآن می ترسید در حمله ی مسلم بن عقبه به مدینه، که این شهر به فرمان یزید مورد محاصره قرار گرفت، رخ داد و بنی امیه انتقام خون کشتگان بدر را از فرزندان انصار گرفتند.سپس استادم مطلب دیگری را نیز یاد آوری کرد و گفت: آنچه را که حباب پیش بینی می کرد، پیامبر نیز آن را پیش بینی کرده بود. او نیز از انتقام جویی و کینه توزی برخی از اعراب نسبت به خاندان خود می ترسید، زیرا می دانست که خون بسیاری از بستگان ایشان در معرکه های جهاد به وسیله ی جوانان بنی هاشم ریخته شده است و می دانست که اگر زمام کار در دست دیگران باشد چه بسا کینه توزی، آنان را به ریختن خون فرزندان خاندان رسالت برانگیزد. از این جهت، مرتباً درباره ی علی سفارش می کرد و او راوصی و زمامدار امت معرفی می نمود تا بر اثر موقعیت و مقامی که خاندان رسالت خواهند داشت خون علی و اهل بیت وی مصون بماند....»

اگر چه سخن استاد ابن ابی الحدید، از این جهت که سفارش پیامبربه امیرالمومنینرا صرفا ناشی از نگرانی شخص پیامبر از آینده ی امت و رفتار آنان با اهل بیت(و نه دستوری از جانب خداوند) می داند، سخن دقیقی نیست، اما در جای خود، قابل تامل است!

--------------------------------------------

با تصرف و تلخیص از فروغ ولایت آیت الله جعفر سبجانی

 


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط خدادادموذنی بیستگانی 91/11/7:: 9:48 صبح     |     () نظر
درباره

بیستجان لنجان

وضعیت من در یاهـو
خدادادموذنی بیستگانی
ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن باز آ قنوت باغچه را مستجاب کن این خاک تشنه بی‌تو به باران نمی‌رسد باغ خزان زده به بهاران نمی‌رسد خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست مولای من بیا که جهان بی‌قرار توست تنها تو منجی بشر و آدمیتی اصلاً تویی که فلسفه‌ی خاتمیتی تو سِرّ سجده‌های ملائک بر آدمی تو رازِ سر به مُهرِ سحرهای عالمی ماتمکده‌ست کعبه‌ی بی‌تو، خلیل عشق چشمان توست کعبه، بیا ای دلیل عشق با صد هزار جلوه‌ی مشهود می‌رسی با نغمه‌ی الهی داوود می‌رسی موسی شدی و طور به سویت شتافته‌ست نیل است که به شوق تو سینه شکافته‌ست سیمای تو ز یوسف مصری ملیح‌تر همراه تو مسیح و تو از او مسیح‌تر آیات حسن و فضل و کمال تو بی‌حد است خوی و خصال تو همه عین محمد است همراه توست معجزه‌های محمدی داری به روی شانه عبای محمدی مولا بیا به دین بده روح دوباره‌ای با ذوالفقار فتح، شکوه دوباره‌ای برپاست نهروان و جمل‌های دیگری بیت الحرام و لات و هُبَل‌های دیگری هر سنگ را نگاه تو سجّیل می‌کند یا هر پرنده را چو ابابیل می‌کند باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی باز آ که باز عدل علی را علم کنی باز آ که در مدینه قیامت به‌پا شود صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود در چشم تو شکوه الهی خلاصه است صلح و جهاد تو همه عین حماسه است در هر نگات نور خدا موج می‌زند امید سیدالشهدا موج می‌زند آمیزه‌ی صلابت و احساس دیدنی‌ست در قامتت رشادت عباس دیدنی‌ست سمت تو آب‌های روان سجده می‌کنند بر خاک پات مُلک و مکان سجده می‌کنند بی‌انتهاست نامتناهی‌ست علم تو آئینه‌ی علوم الهی‌ست علم تو تا واژه واژه‌ات ملکوت حقایق است در هر نگات جلوه‌ی صد صبح صادق است داری به دوش پرچم باب الحوائجی در دست توست خاتم باب الحوائجی چشم رئوف توست بهشت برین ما نور ولایتت شده حصن حصین ما دلبستگی به رحمت تو در نهاد ماست پلکی بزن، نگاه تو باب المراد ماست شوق تو در هدایت ما بی‌نهایت است چشمان روشن تو چراغ هدایت است برپا شده‌ست در دل عالم چه محشری دیگر بتاب ماه خدا! یابن عسکری من تشنه‌ی نگاه توأم أیها العزیز دلتنگ روی ماه توأم أیها العزیز تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری» کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را … از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان «عَجّل عَلی ظُه
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
آرشیو یادداشت‌ها
آهنگ وبلاگ